پيشرفت تكنولوژي در طول زمان از الگوي شناختهشدهاي تبعيت مينمايد كه اگر به درستي شناخته شود، كاربرد فراواني در برنامهريزي آن تكنولوژي در سطح ملي و بنگاه دارد. شناخت كامل اين الگو كه از آن با عنوان چرخة عمر تكنولوژي (Technology Life cycle) يا TLC نام برده ميشود، يكي از اركان كليدي مديريت تكنولوژي به شمار ميرود. در اين مقاله، ضمن بيان برخي مفاهيم چرخة عمر تكنولوژي، كاربرد آن در مديريت توسعة بيوتكنولوژي مورد بررسي قرار گرفته است:
آشنايي با چرخة عمر تكنولوژي
تكنولوژيها يكي پس از ديگري متولد و وارد بازار ميشوند و در نهايت برخي از آنها با ورود تكنولوژيهاي جايگزين از رده خارج ميگردند. نمودار شاخص عملكرد تكنولوژي (سهم بازار) بر حسب زمان در شكل 1 نشان داده شده است. در حقيقت همانطور كه زندگي موجودات زنده از مراحل اصلي تولد، رشد، بلوغ و مرگ ميگذرد، هر تكنولوژي نيز اين فراز و نشيب را تجربه ميكند. اين مراحل را چرخة عمر تكنولوژي مينامند.
متخصصان مختلف، دامنة چرخة عمر تكنولوژي را به مراحل مختلفي تقسيمبندي ميكنند. در نمودار زير، اين دامنه به پنج دورة "پروردگي"، "معرفي"، "رشد"، "اشباع" و "نزول" تقسيمبندي شده و خصوصيات هر دوره در ذيل بيان گرديده است.
شكل 1) نمودار چرخة عمر تكنولوژي
1- دورة پروردگي:
در اين دوره، محصولات و فرآيندهاي مرتبط با تكنولوژي در مرحلة نوپايي قرار دارند؛ بهطوريكه مجموعهاي از نوآوريها پيدرپي رخ ميدهند تا سرانجام يكي كامياب شده و بر ديگران فايق ميآيد و فرصت حضور در بازار را مييابد (جنگ ايدهها). البته در اين مرحله، هنوز ماهيت و گسترة بازار مشخص نشده است. مشخصة اين دوره، رشد اندك اوليه است كه در آن آزمايشهاي تجربي صورت ميگيرد و اشكالات اولية سيستم رفع ميشود.
در دورة پروردگي، پژوهشگران بخش غالب نيروي انساني شاغل در تكنولوژي را تشكيل ميدهند.
2- دورة معرفي
:
در اين مرحله، محصول تكنولوژي وارد بازار شده است، منتهي بهرهگيري از تكنولوژي رشد بسيار كندي دارد؛ بههمين دليل به آن دورة جنيني نيز ميگويند. تكنولوژي در اين مرحله بسيار متغير و نامشخص (تثبيت نشده) است كه به تبع آن تنوع در محصول بالا است. هر چند تكنولوژي در اين دوره داراي مشتري است، ولي هنوز مصرفكنندگان، آن را بهطور كامل نشناختهاند و تكنولوژي نيز مصرفكنندگان خود را نشناخته است؛ بههمين دليل، در اين مرحله شركتهاي بزرگ انگيزه و رغبتي براي سرمايهگذاري در تكنولوژي ندارند. بنابراين تعداد شركتهاي كوچك در اين مرحله بيشتر است كه بهواسطة عدم توانايي مالي بالاي آنها، ظرفيت توليد پايين است و در نتيجة آن، محصول به توليد انبوه نميرسد. در اين مرحله ريسك سرمايهگذاري بسيار بالا و در عوض قيمتها و سود آن نيز بالا است.
پژوهشگران و مهندسين اصليترين بازيگران تكنولوژي در اين مرحله محسوب ميشوند.
3- دورة رشد:
در اين مرحله، روند استفاده و بهرهبرداري از تكنولوژي به سرعت افزايش مييابد. با معرفي بيشتر و تثبيت نسبي موقعيت محصول در بازار و آشنا شدن مصرفكنندگان با آن، رقابت براي افزايش توليد و كاهش قيمت بالا ميگيرد. بدين ترتيب، توليد انبوه در اين مرحله آغاز ميشود. اين تلاشها كه در جهت كاهش قيمتها و توليد انبوه محصولات صورت ميپذيرد، منجر به تحولات بنيادي در فرآيندهاي توليد ميشود. بخش اعظم اين تغييرات و نوآوريها، در جهت ماشينيشدن بيشتر سيستم صورت ميگيرد.
تحقق مرحلة رشد يعني توليد در مقياس انبوه، مستلزم وجود منابع قابلملاحظة مالي، تحقيقاتي، توسعهاي، مهندسي، مديريتي و بازاريابي است. در اين مرحله است كه شركتهاي بزرگ وارد ميدان ميشوند؛ از اين رو شركتهاي كوچك و مبتكر يا در يكديگر ادغام ميشوند يا اينكه توسط شركتهاي بزرگتر خريداري و يا از گردونة رقابت حذف ميشوند.
مشخصة اين دوره از نقطهنظر تكنولوژيك، استانداردشدن محصولات، قطعات و حتي فرآيندها است، بهگونهاي كه بعضاً وضع استانداردهاي جديد در اين دوره، به منزلة اهرم فشاري بر ساير رقبا مورد استفاده قرار ميگيرد. شركتهاي پيشرو در اين عرصه، استانداردهاي سختي را تدوين مينمايند كه دستيابي رقبا به آنها دشوار يا غيرممكن است.
در دورة رشد، علاوه بر پژوهشگران و مهندسين، تكنيسينها نيز در زمرة نيروي انساني مؤثر قرار ميگيرند.
4- دورة بلوغ (اشباع):
از آنجاييكه تكنولوژي در قالب محصول، خدمات و يا فرآيند جلوه مينمايد، رشد آن تا حدودي دوام دارد و بالاخره بازار اشباع ميشود كه در اين زمان، تكنولوژي وارد مرحلة بلوغ شده است. در طي اين مرحله، تغييرات عمدهاي در تكنولوژي رخ نميدهد، نوآوري به شدت كاهش مييابد و عمدتاً به بهينهسازي سيستم محدود ميشود (نوآوري غالباً اقتصادي). در اين دوره، به دليل بلوغ صنعت و تكنولوژي، بازار به بيشترين حد گسترش مييابد و رقابت در كاهش قيمت تشديد ميشود، كه به تبع آن تكنولوژي به فرآيندي به شدت اتوماتيك، سيستماتيك و غيرقابل انعطاف تبديل ميگردد. R&D در اين مرحله رنگ ميبازد و سرمايهگذاري صرفاً به دلايل اقتصادي (مادة اوليه و نيروي انساني ارزانتر، نزديكي به بازار و غيره) انجام ميگيرد.
مهندسين، تكنيسينها و كارگران ماهر بازيگران اصلي اين دوره از تكنولوژي هستند.
5- دورة افول (نزول):
طول دورة اشباع با توجه به ماهيت تكنولوژي بسيار متغير بوده و ممكن است از چند ماه تا چند دهه به طول بيانجامد، اما از زماني كه تكنولوژيهاي جايگزين پا به عرصة ظهور ميگذارند، مرحلة افول تكنولوژي قديميتر شروع ميشود. از دست رفتن بازار فروش و كاهش شديد قيمتها در اين مرحله، شركتهاي كشورهاي توسعهيافته را مجبور ميكند كه تكنولوژي را به كشورهاي كمتر توسعهيافته كه هزينههاي توليد در آنجا كمتر است انتقال دهند؛ زيرا كاهش قيمت محصول در اين مرحله تا حدي است كه توليد آن ديگر اقتصادي نيست. در اين مرحله، هنوز برخي از كشورها بنابر دلايل خاص و عمدتاً اجتماعي (بيمه، اشتغال و غيره)، از تكنولوژي استفاده مينمايند.
تكنيسينها و كارگران ماهر اصليترين نقشآفرينان اين دوره از تكنولوژي هستند.
تحليل توسعة بيوتكنولوژي با توجه به منحني چرخة عمر تكنولوژي
حال كه مفاهيم اساسي چرخة عمر تكنولوژي شرح داده شد، جايگاه بيوتكنولوژي در اين چرخه و كاربرد آن در مديريت فناوري مذكور، بهاختصار مورد بررسي قرار ميگيرد. در نمودار زير جايگاه بيوتكنولوژي و چند تكنولوژي ديگر در چرخة عمر تكنولوژي، بههمراه برخي خصوصيات آنها آورده شده است.
شكل 2) برخي خصوصيات چرخه عمر تكنولوژي و جايگاه چند تكنولوژي بر روي اين چرخه (به نقل از منبع شماره 4)
همانطور كه مشخص است، حوزههاي مختلف بيوتكنولوژي در مراحل تولد (معرفي و پروردگي) و رشد قرار دارند كه به تبع آن مشخصهها و قواعدي بر آنها حاكم است. اهم اين موارد به شرح زير هستند:
1- بنابر اظهارات متخصصان، حجم اطلاعات علمي و فني در عرصة بيوتكنولوژي، هر شش ماه دو برابر ميشود؛ تعداد بسيار زياد مقالات منتشر شده در اين زمينه، مؤيد اين ادعا است. از اين بين، بسياري از ايدهها و نوآوريها در مرحلة پروردگي قرار دارند كه برخي از آنها بر ديگران غلبه ميكنند و وارد مراحل ديگر چرخة تكنولوژي ميشوند و برخي ديگر نيز در اين رقابت شكست ميخورند.
نكتة جالب اينكه، در اين مرحله بسياري از ايدهها بهصورت مقاله و پتنت، منتشر شده و يا در همايشها و كارگاههاي آموزشي ارايه ميشوند كه دسترسي به آنها بهراحتي امكانپذير است. بنابراين با يك آيندهپژوهي مناسب ميتوان بسياري از تكنولوژيهاي كاربردي آينده را در اين مرحله شناسايي نمود و با ايجاد سيستم R&D مطلوب در اين زمينهها پيشگام شد. حضور هدفمند در همايشها و كنفرانسهاي بينالمللي و استفادة بهينه از تواناييهاي دانشجوياني كه در خارج از كشور مشغول تحصيل هستند، در اين ارتباط بسيار مهم است. بهعنوان نمونه، در يك گردهمآيي علمي، محققان شركت آمريكايي Genentech، اسلايدي مربوط به فرآيند شيميايي “گاما اينترفرون” را نمايش دادند. در اين گردهمآيي، يك محقق ژاپني نيز حضور داشت كه بلافاصله از اسلايد مذكور عكسبرداري نمود. شش هفتة بعد، شركت Santory كه يك كمپاني بزرگ توليدكنندة مواد غذايي ژاپن است، توانست اين ماده را كه در درمان سرطان مؤثر است، به بازار عرضه نمايد. در واقع، انتقال و يادگيري تكنولوژي در اين مرحله (پروردگي)، بسيار كمهزينه و البته تخصصي است. با توجه به انبوه مقالات و نوآوريهايي كه در بيوتكنولوژي شكل ميگيرند، سرمايهگذاري هدفمند در اين خصوص حايز اهميت است.
2- حوزههايي از بيوتكنولوژي كه در مرحلة معرفي قرار دارند، كاملاً مبتني بر تفكر بوده، ايدهپردازي و نهايتاً نوآوري در تكامل آنها حرف اول را ميزند؛ به همين دليل، نيروي انساني مؤثر و مورد نياز در اين حوزهها را پژوهشگران تشكيل ميدهند. ميزان ريسك سرمايهگذاري اين حوزهها بالا و از طرفي ميزان سودآوري آنها نيز زياد است. در اين مرحله هنوز محصولات بيوتكنولوژي به توليد انبوه نرسيدهاند و بيوتكنولوژي مشتريان زيادي ندارد. نانوبيوتكنولوژي، متابولوميكس (Metabolomics)، سيستموميكس (Systemomics)، تعيين توالي ژنوم انسان و ساير موجودات، بيوتكنولوژي گياهان دارويي، توليد و بهرهبرداري از سلولهاي بنيادي انسان و غيره، حوزههايي از بيوتكنولوژي هستند كه در مرحلة تولد قرار دارند. بهعنوان مثال، پروژه توالييابي ژنوم انسان و چند موجود ديگر (گياه و جانور) به اتمام رسيده است و اطلاعات آن در اختيار عموم محققان و متخصصان قرار دارد، اما هنوز بسياري از جنبههاي كاربردي آن به مرحلة توليد نرسيدهاند. بيوتكنولوژي گياهان دارويي نيز كه ميتواند نقش مؤثري در افزايش كمي و كيفي تركيبات دارويي و در نتيجه بهبود سلامت بشر ايفا نمايد، هنوز در مراحل نخستين توسعه است و تعداد محصولات تجاريشدة آن انگشتشمار هستند.
همچنين كشت و تكثير سلولهاي بنيادي انسان در شرايط آزمايشگاهي (Invitro)، يكي از جنبههاي بديع بيوتكنولوژي است كه تاكنون كاربرد زيادي در سطح بازار نداشته است؛ عليرغم اينكه كاربردهاي وسيعي براي آن پيشبيني شده است.
همانطور كه ذكر شد، غالباً شركتهاي كوچك و متوسط در اين مرحله از فناوري فعاليت مينمايند، بنابراين افزايش تعداد شركتهاي بيوتكنولوژي در برخي مقاطع (سالهاي 1994، 1995، 1998 و 2001 ميلادي) را در عرصة جهاني، ميتوان به ورود زمينههايي از بيوتكنولوژي به مرحلة تولد مربوط دانست. عمدة اين زمينهها، توليد مواد دارويي بود كه شركتهاي تحقيق و توسعة زيادي را در اقصينقاط جهان فعال كرد.
3- حوزههايي از بيوتكنولوژي مانند ژنوميكس، پروتيوميكس، توليد گياهان تراريخته، توليد مواد بيولوژيك نوتركيب، همسانهسازي جانوران، بيوانفورماتيك، بيوتكنولوژي دريايي و غيره در مرحله رشد و عمدتاً در آغاز مرحلة رشد قرار دارند. جنبههاي تجاريشدة اين تكنولوژيها با سرعت بيشتري در حال گسترش است و يكي پس از ديگري پا به عرصه وجود ميگذارند. بهعنوان مثال، طبق برآوردهاي به عمل آمده، بازار فعلي ژنوميكس حدود 6 تا 7 ميليارد دلار برآورد ميشود، در حاليكه پيشبيني ميشود اين رقم در سال 2020 به 180 ميليارد دلار برسد. همچنين بازار پروتيوميكس در سال 2001 به 10 ميليارد دلار خواهد رسيد. طبق پيشبينيها، سود چيپهاي پروتئيني با رشدي معادل 50 درصد از 15 ميليون دلار در سال 2001 به 114 ميليون دلار در سال 2006 ارتقا خواهد يافت. در خصوص بيوانفورماتيك نيز ميزان سود از 31 ميليون دلار در سال 2001 به 275 ميليون دلار در سال 2006 با رشدي معادل 7/54 درصد افزايش خواهد يافت.
همانطور كه ذكر شد، در اين حوزههاي بيوتكنولوژي، افزايش كيفيت و كاهش قيمت، شناساندن محصولات به مصرفكنندگان، استانداردسازي و از همه مهمتر بازاريابي در رأس برنامههاي توسعه قرار دارند. بديهي است كه شركتهاي كوچك، به دليل بار مادي و بعضاً حقوقي اين فعاليتها نميتوانند آنها را به سرانجام برسانند و از گردونة رقابت خارج شده و يا در شركتهاي بزرگتر ادغام ميشوند. بنابراين كاهش تعداد شركتها را در مقاطعي از دهة اخير، ميتوان به اين موضوع نسبت داد. بهعنوان مثال، برخي از متخصصان، كاهش تعداد شركتهاي بيوتكنولوژي در دو كشور كره جنوبي و آلمان در سالهاي ابتدايي هزارة سوم را دليلي بر نزول در رشد اين فناوري تعبير كردهاند؛ درصورتيكه بنابر مباحث فوق، ميتوان اين چنين توجيه كرد كه، نه تنها اين كاهش نشاندهندة ضعف نيست، بلكه بيانگر حيات و بالندگي بيوتكنولوژي و گذار از يك مرحله به مرحلة جديدي از تكامل است.
پژوهشگران و متخصصان صنعت (مهندسين) در اين روند جايگاه ويژهاي دارند و بازيگران اصلي اين پرده از توسعة بيوتكنولوژي محسوب ميشوند.
4- با توجه به رشد بازار بيوتكنولوژي، به نظر نميرسد هيچ يك از حوزههاي “بيوتكنولوژي نوين” مرحلة رشد را پشت سر گذاشته و وارد مرحله بلوغ شده باشند؛ چراكه در هر يك از حوزهها، هنوز محصولات بسيار زيادي از بيوتكنولوژي هنوز وارد بازار نشده و يا در مراحل اولية تجاريشدن هستند.
يك نمونه از كاربردهاي تحليل چرخة عمر تكنولوژي در مديريت بيوتكنولوژي
تحليل چرخة عمر تكنولوژي يكي از شاخصهاي مهم ارزيابي و پيشبيني تكنولوژي محسوب ميشود. بهعنوان مثال، با توجه به نمودار زير و جايگاه پروتئوميكس، بيوانفورماتيك و ريزازديادي (از طريق كشت بافت گياهي) در اين چرخه و توجه به سرعت تجاريشدن و شيب افزايشي مرحلة رشد آنها، ميتوان چنين پيشبيني كرد كه در آينده، فناوري پروتئوميكس از حوزههاي پركاربرد و پردرآمد بيوتكنولوژي خواهد بود. (اين نمودار بر اساس بازار فعلي و پيشبيني بازار آيندة سه حوزة مذكور ترسيم شده است).
شكل 3) پيشبيني سرعت رشد فناوري با استفاده از چرخة عمر تكنولوژي
جمعبندي و نتيجهگيري
شناخت جايگاه تكنولوژي در منحني چرخة عمر، براي يادگيري و انتقال آن تكنولوژي مهم است. بهعنوان نمونه، كشور كوبا در زماني كه توليد واكسن هپاتيت B در مرحلة معرفي بود، با تشخيص صحيح و بهموقع آن، اقدام به يادگيري اين تكنولوژي نمود. جالب اينكه، كسب دانش فني توليد اين واكسن، با اعزام چند متخصص به خارج از كشور صورت گرفت كه هزينة چنداني براي كوبا در بر نداشت. اما اينك كه تكنولوژي مذكور مرحلة رشد را طي ميكند، امكان جذب آن به سادگي گذشته وجود ندارد.
تفسير چرخة عمر تكنولوژي كه مورد بحث قرار گرفت، كاربرد جالبي در تحليل، ارزيابي، پيشبيني و انتخاب سياستهاي توسعة هر فناوري دارد. البته نميتوان ثابت كرد كه فعاليت در عرصة تكنولوژي در كدام مرحله از عمر آن مناسبتر است و به همين دليل سياست كشورها در اين خصوص متفاوت است. اما هر كدام از كشورهاي پيشرفته كه مراحل خاصي از تحول تكنولوژي را براي فعاليت انتخاب كردهاند، با شناخت صحيح از اين انتخاب، زيرساختهاي مناسبي را براي موفقيت در آن ايجاد كردهاند. از طرفي، شالودة اصلي اين شناخت و انتخاب، بهرهگيري از دانش نسبتاً نوپاي مديريت تكنولوژي است كه تحليل چرخة عمر تكنولوژي قسمتي از آن را تشكيل ميدهد. امروزه مديريت تكنولوژي از سياستگذاريهاي كلان تكنولوژي تا برنامهريزي براي مؤسسات و بنگاههاي كوچك و بزرگ به كار برده ميشود. اهميت مديريت تكنولوژي تا حدي است كه از سال 1986 در دانشگاه MIT و پس از آن در ساير دانشگاهها بهعنوان يك رشتة مستقل دانشگاهي تدريس ميشود. بدون شك دخيل نمودن فرآيندهاي مديريت تكنولوژي در سياستگذاري و برنامهريزي بيوتكنولوژي كشور (در سطح ملي و مؤسساتي)، بار علمي و اجرايي آنها را افزايش داده و موفقيت در نيل به اهداف را هر چه بيشتر تضمين مينمايد.
مآخذ:
1- باقري، ك، ملتپرست، م. 1381. مديريت تكنولوژي (رمز موفقيت در رقابت و خلق ثروت). مركز تكنولوژي نيرو (متن)