تشخيص بيماري ليشمانيوز (سالك)، يكي از حوزههاي پژوهشي در زمينه انگلشناسي پزشكي است كه در سالهاي اخير توجه جهاني گستردهاي را به خود جلب كرده است. در اين ميان محققان ايراني نيز تلاشهايي را براي ابداع روشهاي پيشرفتهتر انجام دادهاند كه با توجه به گسترش اين بيماري در برخي از مناطق كشور، حائز اهميت ميباشد. دكتر بهرام كاظمي، رييس بخش بيوتكنولوژي مركز تحقيقات بيولوژي سلولي و مولكولي دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي، در گفتگو با گروه بيوتكنولوژي شبكه تحليلگران تكنولوژي ايران (ايتان) به بيان يكي از اين طرحها پرداخته است:
وضعيت فعلي ليشمانيوز در ايران
مهمترين مسألهاي كه امروزه درمورد ليشمانيوز (سالك) مطرح بوده و براي درمان و كنترل اين بيماري اهميت دارد، شناسايي دقيق سويههاي عامل بيماري و مشخص نمودن الگوي اپيدميولوژيك آن است. در حدود بيست و سه گونه مختلف از انگل ليشمانيا در دنيا شناسايي شده است؛ البته در ايران فقط سه گونه وجود دارد كه از نظر الگوي بيماريزايي (Pattern)، كاملاً متفاوت ميباشند. بهعبارت ديگر در سالهاي اخير، بهخصوص پس از جنگ، به علت نقل و انتقالات، مهاجرت و انجام ليشمانيزاسيون در بين رزمندگان، انگل پراكنده شده و الگوي باليني ليشمانيا نيز دگرگون شده است. براي مثال، بيماري "ليشمانيوز جلدي" معمولاً توسط ليشمانيا ماژور (Leishmania major) ايجاد ميشود، در صورتي كه هماكنون از موارد ليشمانيوز جلدي در اصفهان، انگل ليشمانيا اينفانتوم (L. infantom) جدا ميشود. در حاليكه اصولاً ليشمانيا اينفانتوم گرمادوست است، و بايد از موارد ليشمانيوز احشايي جدا شود. بنابراين تغيير الگوي باليني، كنترل و درمان اين بيماري را با مشكل مواجه ساخته است.
توالييابي ژن ميتوكندريايي انگل ليشمانيا
بر همين اساس پروژهاي طراحي شد تا مشخص شود چه سويههايي در ايران، عامل اصلي بيماري ليشمانيوز ميباشند. براي اين منظور، بخشي از ژن "ميتوكندريايي" موجود در گونههاي ايراني انگل ليشمانيا توالييابي (Sequence) شد. اين روش، يك شيوه اختصاصي براي شناسايي گونههاي ليشمانيا در جهان است. اما تاكنون ژنهاي سويههاي ايراني توالييابي نشده بود.
در اين پروژه ژنهاي ميتوكندريايي انگل ليشمانيا ماژور كه عامل بيماري سالك روستايي در ايران است با همكاري محققان انستيتو پاستور ايران توالييابي شد. يكي از اين تواليها، منتشر شده و در بانك ژني آمريكا (NCBI) به ثبت رسيده است. توالي بعدي نيز انشاا... بهزودي انتشار خواهد يافت. لازم به ذكر است كه با توجه به اندميك بودن سالك در منطقة اصفهان (سالك روستايي)، انگل مورد مطالعه از اين منطقه جداسازي شده بود.
پس از تعيين توالي ژنهاي ميتوكندريايي اين انگل، مشخص شد كه الگوي ژنتيكي سويههاي ايراني و خارجي كاملاً با هم متفاوت هستند.
طراحي پرايمر براي شناسايي سويههاي انگل ليشمانيا
با شناسايي توالي ژنهاي ميتوكندريايي انگل ليشمانيا، ميتوان پرايمرهاي (Primer) مناسب آن را طراحي كرده و براي شناسايي سريع انگل در نمونههاي باليني، از روش PCR استفاده كرد. از جنبة عملي، پرايمرهاي ويژه اين ژنها طراحي شده و حتي بخشي از آزمايشها هم صورت گرفته است. با اين وجود، چون هنوز مراحل كار بطور كامل بهينه نشده، نميتوان ادعا كرد اين پرايمرها براي استفاده در PCR كاملاً آماده هستند. البته اختصاصي بودن اين تواليها در آزمايش هيبريداسيون (Hybridization) تأييد شده است، ولي براي ارائه آن به مراكز تحقيقاتي، نيازمند مطالعات و بررسيهاي بيشتري هستيم.
روشهاي قبلي تشخيص انگل ليشمانيا
قبل از طراحي روشهاي مولكولي، آنتيباديهاي منوكلونال و بررسي ايزوآنزيمهاي سويههاي مختلف، از جمله روشهاي شناسايي سويههاي انگل ليشمانيا بهشمار ميرفت. اما با توجه به اينكه روشهاي مذكور وقتگير و پرهزينه هستند، لذا نميتوان از آنها بهعنوان يك روش تشخيصي متداول نام برد. اين تستها غالباً در آزمايشگاههاي تحقيقاتي مورد استفاده قرار ميگيرند. روش تشخيصي ديگر كه عمدتاً براي مطالعات باليني و اپيدميولوژيك مورد استفاده قرار ميگيرد، تعيين منطقه جغرافيايي آلودگي (از نظر اپيدميك يا اندميك بودن ناحيه)، تعيين ناقل (Vector) انگل و مشخص كردن خصوصيات زخم ليشمانيوز است.
با توجه به نواقص روشهاي قبلي، امروزه براي شناسايي دقيق و سريع انگل ليشمانيا اغلب از روشهاي مولكولي استفاده ميشود.